کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۵ - خوی او از خام کاری کم نکرد...

1

خوی او از خام کاری کم نکرد

سینه من سوخت چشمش نم نکرد

2

دشمنان با دشمنان از شرم خلق

آشتی رنگی کنند آنهم نکرد

3

از مکن گفتن زبانم موی شد

او هنوز از جور موئی کم نکرد

4

روزی از روی خودم چون روی خود

جان غم پرورد را خرم نکرد

5

سینه ام زان پس که چون گوهر بسفت

چون صدف بشکافت پس مرهم نکرد

6

عشق او تا بر سر من آب خورد

آب خورد جانم الا غم نکرد

7

در جفا هم جنس عالم بود لیک

آنچه او کرد از جفا، عالم نکرد

8

خار غم در راه خاقانی نهاد

وز پی برداشتن قد خم نکرد

متن شعر کپی شد.