کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۰ - مهر تو بر دیگران نتوان نهاد...

1

مهر تو بر دیگران نتوان نهاد

گوهر اندر خاکدان نتوان نهاد

2

مایه من کیمیای عشق توست

مایه در وجه زیان نتوان نهاد

3

دست دست توست و جان ماوای تو

پای صورت در میان نتوان نهاد

4

بارها گفتی که بوسی بخشمت

تا نبخشی، دل بر آن نتوان نهاد

5

بر جهان گفتی که دل باید نهاد

بر تو بتوان، بر جهان نتوان نهاد

6

گر زمانه داد ندهد یا فلک

بر تو جرم این و آن نتوان نهاد

7

با زمانه پنجه درنتوان فکند

بر فلک هم نردبان نتوان نهاد

8

تا به کوی توست خاقانی مقیم

رخت او بر آستان نتوان نهاد

متن شعر کپی شد.