کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۱ - تو را نازی است اندر سر که عالم بر نمی تابد...

1

تو را نازی است اندر سر که عالم بر نمی تابد

مرا دردی است اندر دل که مرهم بر نمی تابد

2

سگ کوی تو را هر روز صد جان تحفه می سازم

که دندان مزد چون اوئی ازین کم برنمی تابد

3

مرا کی روی آن باشد که در کوی تو ره یابم

که از تنگی که هست آن ره نفس هم برنمی تابد

4

مرا با عشق تو در دل هوای جان نمی گنجد

مگر یک رخش در میدان دو رستم برنمی تابد

5

مرا کشتی به تیر غمزه وانگه طره ببریدی

مکن، طره مبر کاین قدر ماتم برنمی تابد

6

که باشد جان خاقانی که دارد تاب درد تو

که بردابرد حسن تو دو عالم برنمی تابد

متن شعر کپی شد.