کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۹ - آتش عیاره ای آب عیارم ببرد...

1

آتش عیاره ای آب عیارم ببرد

سیم بناگوش او سکه کارم ببرد

2

زلف چلیپا خمش در بن دیرم نشاند

لعل مسیحا دمش بر سر دارم ببرد

3

ناله کنان می دوم سنگ به بر در، چو آب

کاب من و سنگ من غمزه یارم ببرد

4

جوجوم از عشق آنک خالش مشکین جو است

دل جو مشکینش دید خر شد و بارم ببرد

5

رفت قراری بدانک دل به دو زلفش دهم

دل به قراری که رفت رفت و قرارم ببرد

6

دید دلم وقف عشق خانه بام آسمان

خانه فروشی بزد دل ز کنارم ببرد

7

عشق برون آورد مهره ز دندان مار

آمد و دندان کنان در دم مارم ببرد

8

گفت که خاقانیا آب رخت چون نماند

آب رخم هم به آب گریه زارم ببرد

متن شعر کپی شد.