کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۰ - عقل ز دست غمت دست به سر می رود...

1

عقل ز دست غمت دست به سر می رود

بر سر کوی تو باد هم به خطر می رود

2

در غم تو هر کجا فتنه درآمد ز در

عافیت از راه بم زود بدر می رود

3

از تو به جان و دلی مشتریم وصل را

راضیم ار زین قدر بیع به سر می رود

4

گرچه من اینجا حدیث از سر جان می کنم

نزد تو آنجا سخن از سر و زر می رود

5

جان من از خشک و تر رفته چو سیم است لیک

شعر به وصف توام چون زر تر می رود

6

نیستی آگه ز حال کز صف عشاق تو

حال چو خاقانیی زیر و زبر می رود

متن شعر کپی شد.