کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۳ - تا مرا عشق یار غار افتاد...

1

تا مرا عشق یار غار افتاد

پای من در دهان مار افتاد

2

چکنم چون ز گلستان امید

دیده ام را نصیب خار افتاد

3

کشتی صبر من چو از غرقاب

نتوانست بر کنار افتاد

4

سود نکند نصیحتم که مرا

این مصیبت هزار بار افتاد

5

گفتی از صبر ساز دست آویز

که تو را عشق پایدار افتاد

6

بی من است این سخن تو دانی و دل

که تو را با من این قرار افتاد

7

رفت در شهر، آب خاقانی

کار با لطف کردگار افتاد

متن شعر کپی شد.