کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶۳ - عشقت چو درآمد ز دلم صبر بدر شد...

1

عشقت چو درآمد ز دلم صبر بدر شد

احوال دلم باز دگر باره دگر شد

2

عهدی بد و دوری که مرا صبر و دلی بود

آن عهد به پای آمد و آن دور به سر شد

3

تا صاعقه عشق تو در جان من افتاد

از واقعه من همه آفاق خبر شد

4

تا باد، دو زلفین تو را زیر و زبر کرد

از آتش غیرت دل من زیر و زبر شد

5

در حسرت روزی که شود وصل تو روزی

روزم همه تاریک بر امید مگر شد

6

بد بود مرا حال بر آن شکر نکردم

تا لاجرم آن حال که بد بود بتر شد

7

هان ای دل خاقانی خرسند همی باش

بر هرچه خداوند قلم راند و قدر شد

متن شعر کپی شد.