کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۴ - رحم کن رحم، نظر باز مگیر...

1

رحم کن رحم، نظر باز مگیر

لطف کن لطف، خبر بازمگیر

2

گیرم آتش زده ای در جانم

آخر آبم ز جگر بازمگیر

3

گر به مستی سخنی گفتم، رفت

سخن رفته ز سر بازمگیر

4

گنه کرده بناکرده شمار

عذر بپذیر و نظر بازمگیر

5

گلبن مهر تو در باغ دل است

آب از آن گلبن تر بازمگیر

6

از چو من هندوک حلقه بگوش

گر کله نیست کمر بازمگیر

7

آخر آن بوسه که روزی دادی

داده را روز دگر بازمگیر

8

گر زکاتی به محرم بدهی

چون خسیسان به صفر بازمگیر

9

های خاقانی میدان هواست

دل بدادی، سر و زر بازمگیر

متن شعر کپی شد.