کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۱ - دهان شیشه گشا صبح شد شراب بریز...

1

دهان شیشه گشا صبح شد شراب بریز

میی به ساغر من همچو آفتاب بریز

2

هلال عید بود بر سپهر پا به رکاب

به جام ساقی گل چهره می شتاب بریز

3

نقاب برفکن و آتشی به جانم زن

ز دیده تر من همچو شمع، آب بریز

4

دلم ز دست تو آباد گر نمی گردد

بیار آتش و درخانه خراب بریز

5

لب تو داد به دستم قدح ز شربت قند

در او ز روی عرقناک خود گلاب بریز

6

گهی که جرم مرا پیش تو حساب کنند

تو رشحه ای ز کرم های بی حساب بریز

7

ببین به دیده انصاف نظم خاقانی

طبق طبق ز جواهر بر انتخاب بریز

متن شعر کپی شد.