کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۲ - تا چند ستم رسیده باشم...

1

تا چند ستم رسیده باشم

چون سایه ز خود رمیده باشم

2

لب بسته گلو گرفته چون نای

نالان و ستم رسیده باشم

3

انصاف بده چرا ننالم

کانصاف ز کس ندیده باشم

4

چند از سگ ابلق شب و روز

افتاده سگ گزیده باشم

5

چند از پی آب دست هر خس

چون بلبله قد خمیده باشم

6

تا کی چو ترازو از زبانی

در گردن زه کشیده باشم

7

طیار شوم زبان ببرم

تا راست روی گزیده باشم

8

چون صبح و محک به راست گویی

گویای زبان بریده باشم

9

گوئی که ز غم مجوش و مخروش

این پند بسی شنیده باشم

10

درجوش و خروش ابر و بحرم

نتوانم کرمیده باشم

11

خاقانی دلفکارم آری

اندیک نه شوخ دیده باشم

متن شعر کپی شد.