کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۳ - یک نظر دوش از شکنج زلف او دزدیده ام...

1

یک نظر دوش از شکنج زلف او دزدیده ام

زیر هر تار صد شکنجی جهان جان دیده ام

2

دوش از آن سودا که جانم ز آن میان گوئی کجاست

مرغ و ماهی آرمید و من نیارامیده ام

3

بی میانجی زبان و زحمت گوش آن زمان

لابه ها بنموده ام لبیک ها بشنیده ام

4

گوهری کز چشم من زاد آفتاب روی تو

هم به دست اشک در پای غمش پاشیده ام

5

از نحیفی همچو تار رشته ام در عقد او

لاجرم هم بستر اویم وز او پوشیده ام

6

گرچه آن خوش لب جهان خرمی را برفروخت

من به دندان محنت او را به جان بخریده ام

7

او مرا بی زحمت من دوست دارد زین قبل

دشمن خاقانیم تا مهر او بگزیده ام

متن شعر کپی شد.