کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴۷ - ما پیشکش تو جان فرستیم...

1

ما پیشکش تو جان فرستیم

ور دست رسد جهان فرستیم

2

جان خود چه سگ و جهان چه خاک است

تا بر درت این و آن فرستیم

3

یک وام لبت نداده باشیم

آنگه که هزار جان فرستیم

4

در قیمت لعل تو چه ارزد

ما ارچه هزار کان فرستیم

5

دندان مزد سگان کویت

بپذیری اگر روان فرستیم

6

این لاشه تن کشیده در جل

بر آخور پاسبان فرستیم

7

بس عذر کز آخور تو خواهیم

گر ابلق آسمان فرستیم

8

قصه به تو هر نفس نویسیم

قاصد به تو هر زمان فرستیم

9

دیده هم از آن توست بگذار

تا مرغ به آشیان فرستیم

10

خاقانی را هزار گنج است

یک یک به تو رایگان فرستیم

متن شعر کپی شد.