کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵۰ - جانا ز سر مهر تو گشتن نتوانم...

1

جانا ز سر مهر تو گشتن نتوانم

وز راه هوای تو گذشتن نتوانم

2

درجان من اندیشه تو آتشی افکند

کانرا به دو صد طوفان کشتن نتوانم

3

صد رنگ بیامیزم چه سود که در تو

مهری که نبوده است سرشتن نتوانم

4

تا بودم بر قاعده مهر تو بودم

تا باشم ازین قاعده گشتن نتوانم

5

چون نامه نویسم به تو از درد دل خویش

جان تو که از ضعف نوشتن نتوانم

6

حال دل خاقانی اگر شرح پذیرد

حقا که به صد نامه نوشتن نتوانم

متن شعر کپی شد.