غزل · خاقانی
غزل شماره ۲۵۵ - خوش خوش از عشق تو جانی می کنم...
1
خوش خوش از عشق تو جانی می کنم
وز گهر در دیده کانی می کنم
2
بر سر عقل آستینی می زنم
از در صبر آستانی می کنم
3
هر که از غیر تو لافی می زند
از سر غیرت جهانی می کنم
4
تا دلم کردی نشان تیر هجر
صد خدنگ از هر نشانی می کنم
5
تا سنان انداز شد مژگان تو
هر دم از سینه سنانی می کنم
6
مار ضحاک است زلفت کز غمش
قصر شادی هر زمانی می کنم
7
در تن خویش از برای قوت او
مغزی از هر استخوانی می کنم
8
بر نگین جان خاقانی مقیم
مهر مهر مهربانی می کنم