کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸۹ - تا دل غم او دارد نتوان غم جان خوردن...

1

تا دل غم او دارد نتوان غم جان خوردن

با انده او زشت است اندوه جهان خوردن

2

گر پای سگ کویش بر دیده ما آید

زین مرتبه بر دیده تشویر توان خوردن

3

در عشوه وصل او عمری به کران آرم

گرچه ز خرد نبود زهری به گمان خوردن

4

آنجا که سنان باشد با کافر مژگانش

خوشتر ز شکر دانم بر سینه سنان خوردن

5

در راه وفای او شد شیفته خاقانی

هر روز قفای نو از دست زمان خوردن

متن شعر کپی شد.