کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۹ - پشت پایی زد خرد را روی تو...

1

پشت پایی زد خرد را روی تو

رنگ هستی داد جان را بوی تو

2

گشته چون من کشته ای زنار دار

جان عیسی در صلیب موی تو

3

از پی خون ریز جان خاکیان

شهربندی شد فلک در کوی تو

4

دیده کافوری و جان قیری کند

در سیه کاری سپیدی خوی تو

5

از دلت ترسم به گاه صلح از آنک

سر به شکر می برد جادوی تو

6

بنده دندان خویشم کو به گاز

نقش یاسین کرد بر بازوی تو

7

دربدر هر ماه چون گردد قمر

دیده شاید آن هلال ابروی تو

8

آهوی تاتار را سازد اسیر

چشم جادوخیز و عنبر موی تو

9

جان خاقانی تو داری اینت صید

چرب پهلویی هم از پهلوی تو

متن شعر کپی شد.