کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۰۹ - سرمستم و تشنه، آب در ده...

1

سرمستم و تشنه، آب در ده

آن آتش گون گلاب در ده

2

در حجله جام آسمان رنگ

آن دختر آفتاب در ده

3

آن خون سیاوش از خم جم

چون تیغ فراسیاب در ده

4

یاقوت بلور حقه پیش آر

خورشید هوا نقاب در ده

5

تا ز آتش غم روان نسوزد

آن طلق روان ناب در ده

6

تا جرعه ادیم گون کند خاک

آن لعل سهیل تاب در ده

7

مندیش که آب کار ما رفت

آوازه کار آب در ده

8

کس در ده نیست جمله مستند

بانگی بده خراب در ده

9

زلف تو کمند توسنان است

مشکین سر زلف تاب در ده

10

خاقانی را دمی به خلوت

بنشان و بدو شراب در ده

متن شعر کپی شد.