کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱۴ - ای چشم پر خمارت دلها فگار کرده...

1

ای چشم پر خمارت دلها فگار کرده

وی زلف مشک بارت جان ها شکار کرده

2

از روی همچو حورت صحرا چو خلد گشته

وز آه عاشقانت دریا بخار کرده

3

یک وعده در دو ماهم داده که می بیایم

چاکر به انتظارت دو چشم چار کرده

4

مژگان پر ز کینت در غم فکنده دل را

لب های شکرینت غم خوش گوار کرده

5

زان زلف اژدهاوش نیشی زده چو کژدم

هرگز که دید کژدم بر شکل مار کرده

6

دل را کمند زلفت از من کشان ببرده

در پیچ عنبرینت آن را فسار کرده

7

از سینه و دو دیده رفت این دل رمیده

در زلف بی قرارت شب ها قرار کرده

8

پشت در تو هر شب خاقانی از هوایت

دو چشم نرگسین را خونابه بار کرده

متن شعر کپی شد.