کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۳۴ - تب ها کشم از هجر تو شب های جدائی...

1

تب ها کشم از هجر تو شب های جدائی

تب ها شودم بسته چو لب ها بگشایی

2

با آنکه دل و جانم دانی که تو را اند

عمرم به کران رفت و ندانم تو که رایی

3

از غیرت عشق تو به دندان بگزم لب

گر در دلم آید که در آغوش من آیی

4

گفتی ببرم جان تو، اندیشه در این نیست

اندیشه در آن است که بر گفته نپایی

5

شد ناخن من سفته ز بس کز سر مژگان

انگشت مرا پیشه شد الماس ربایی

6

خاقانی از اندیشه عشق تو در آفاق

چون آب روان کرد سخن های هوایی

متن شعر کپی شد.