غزل · خاقانی
غزل شماره ۳۴۹ - ز بدخوئی دمی خو وانکردی...
1
ز بدخوئی دمی خو وانکردی
مراعاتی بجای ما نکردی
2
بر آن خوی نخستینی که بودی
از آن یک ذره کمتر وانکردی
3
بجای من که بر عهد تو ماندم
ز بدعهدی چه ماندت تا نکردی
4
مگر لطفی که از تو چشم دارم
در آن عالم کنی، کاینجا نکردی
5
کجا یک وعده ام دادی که در پی
هزار امروز را فردا نکردی
6
پی یک بوسه گرد پایه حوض
بسی گشتم، تو دل دریا نکردی
7
شنیدی حال خاقانی که چون است
ولی بر خویشتن پیدا نکردی