کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۵۴ - ز دلت چه داد خواهم که نه داور منی...

1

ز دلت چه داد خواهم که نه داور منی

ز غمت چه شاد باشم که نه غم خور منی

2

همه عالم آگهی شد که جفاکش توام

نیم از دل تو آگه که وفاگر منی

3

دلم از میانه گم شد عوضش چه یافتم

که نه حاصلم همین بس که تو دلبر منی

4

نفسی دریغ داری ز من ای دریغ من

ز تو قانعم به بوئی که سمنبر منی

5

به کمند زلفت اندر خفه گشت جان من

دیتش هم از تو خواهم که تو داور منی

6

به لبت شفیع بردم که مرا قبول کن

به ستیزه گفت خون خور که نه در خور منی

7

ز در تو چند لافم که تو روزی از وفا

به حقایقی نگفتی که سگ در منی

متن شعر کپی شد.