کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۷۱ - گرنه تو ای زود سیر تشنه خون منی...

1

گرنه تو ای زود سیر تشنه خون منی

با من دیرینه دوست چند کنی دشمنی

2

هست یقینم که من مهر تو را نگسلم

نیست در ستم که تو عهد مرا نشکنی

3

در طلب خون من قاعده ها می نهی

در ره امید من قافله ها می زنی

4

بر پی دو نان شوی از سر دون همتی

باز مرا ذم کنی از سر تر دامنی

5

دست به شاخ جفا از پی آن برده ای

تا رگ عمر مرا بیخ ز بن برکنی

6

گرنه مستمند دشمن خاقانیم

بهر چه گفتنم که تو دوست عزیز منی

متن شعر کپی شد.