کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۷۳ - مرا تا جان بود جانان تو باشی...

1

مرا تا جان بود جانان تو باشی

ز جان خوش تر چه باشد آن تو باشی

2

دل دل هم تو بودی تا به امروز

وزین پس نیز جان جان تو باشی

3

به هر زخمی مرا مرهم تو سازی

به هر دردی مرا درمان تو باشی

4

بده فرمان به هر موجب که خواهی

که تا باشم، مرا سلطان تو باشی

5

اگر گیرم شمار کفر و ایمان

نخستین حرف سر دیوان تو باشی

6

به دین و کفر مفریبم کز این پس

مرا هم کفر و هم ایمان تو باشی

7

ز خاقانی مزن دم چون تو آئی

چه خاقانی که خود خاقان تو باشی

متن شعر کپی شد.