کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۷۷ - خاک شدم در تو را آب رخم چرا بری...

1

خاک شدم در تو را آب رخم چرا بری

داشتمت به خون دل خون دلم چرا خوری

2

از سر غیرت هوا چشم ز خلق دوختم

پرده روی تو شدم پرده من چرا دری

3

وصل تو را به جان و دل می خرم و نمی دهی

بیش مکن مضایقه زانکه رسید مشتری

4

گه به زبان مادگان عشوه خوش همی دهی

گه به شگرفی و تری هوش مرا همی بری

5

عشق تو را نواله شد گاه دل و گهی جگر

لاغر از آن نمی شود چون بره دو مادری

6

کیسه هنوز فربه است از تو از آن قوی دلم

چاره چه خاقنی اگر کیسه رسد به لاغری

7

گرچه به موضع لبت مفتعلن دوباره شد

بحر ز قاعده نشد تا تو بهانه ناوری

متن شعر کپی شد.