کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۸۴ - تو را افتد که با ما سر برآری...

1

تو را افتد که با ما سر برآری

کنی افتادگان را خواستاری

2

مکن فرمان دشمن سر درآور

بدین گفتن چه حاجت؟ خود درآری

3

بهای بوسه جان خواهی و سهل است

بها اینک، بیاور هر چه داری

4

به یک دل وقت را خرسند می باش

اگرچه لاغر افتاد این شکاری

5

برای تو جهانی را بسوزم

اگر خو واکنی از خامکاری

6

نهان از خوی خود درساز با من

که گر خویت خبر دارد نیاری

7

مکن حق های خاقانی فراموش

اگر روزی حق یاران گزاری

متن شعر کپی شد.