کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

بخش ۱ - کنون ای سخن گوی بیدار مغز...

1

کنون ای سخن گوی بیدار مغز

یکی داستانی بیرای نغز

2

سخن چون برابر شود با خرد

روان سراینده رامش برد

3

کسی را که اندیشه ناخوش بود

بدان ناخوشی رای اوگش بود

4

همی خویشتن را چلیپا کند

به پیش خردمند رسوا کند

5

ولیکن نبیند کس آهوی خویش

ترا روشن آید همه خوی خویش

6

اگر داد باید که ماند بجای

بیرای ازین پس بدانا نمای

7

چو دانا پسندد پسندیده گشت

به جوی تو در آب چون دیده گشت

8

زگفتار دهقان کنون داستان

تو برخوان و برگوی با راستان

9

کهن گشته این داستانها ز من

همی نو شود بر سر انجمن

10

اگر زندگانی بود دیریاز

برین وین خرم بمانم دراز

11

یکی میوه داری بماند ز من

که نازد همی بار او بر چمن

12

ازان پس که بنمود پنچاه و هشت

بسر بر فراوان شگفتی گذشت

13

همی آز کمتر نگردد بسال

همی روز جوید بتقویم و فال

14

چه گفتست آن موبد پیش رو

که هرگز نگردد کهن گشته نو

15

تو چندان که گویی سخن گوی باش

خردمند باش و جهانجوی باش

16

چو رفتی سر و کار با ایزدست

اگر نیک باشدت جای ار بدست

17

نگر تا چه کاری همان بدروی

سخن هرچه گویی همان بشنوی

18

درشتی ز کس نشنود نرم گوی

به جز نیکویی در زمانه مجوی

19

به گفتار دهقان کنون بازگرد

نگر تا چه گوید سراینده مرد

متن شعر کپی شد.