رباعی · خاقانی
رباعی شماره ۱۸۱ - ای زلف بتم به شب سیاهی ده باز...
1
ای زلف بتم به شب سیاهی ده باز
وی شب شب وصل است دژم باش و دراز
2
ای ابر برآی و پرده بر ماه انداز
وی صبح کرم کن و میا زآن سو باز
رباعی · خاقانی
ای زلف بتم به شب سیاهی ده باز
وی شب شب وصل است دژم باش و دراز
ای ابر برآی و پرده بر ماه انداز
وی صبح کرم کن و میا زآن سو باز