رباعی · خاقانی
رباعی شماره ۱۸۸ - او رفت و دلم باز نیامد ز برش...
1
او رفت و دلم باز نیامد ز برش
من چشم به ره، گوش به در بر اثرش
2
چشم آید زی گوش که داری خبرش
گوی آید زی چشم که دیدی دگرش
رباعی · خاقانی
او رفت و دلم باز نیامد ز برش
من چشم به ره، گوش به در بر اثرش
چشم آید زی گوش که داری خبرش
گوی آید زی چشم که دیدی دگرش