کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

قصیده ·

قصیده شماره ۱۹ - چون رعد در جهان فتد آوازم

1

چون مشرف است همت بر رازم

نفسم غمی نگردد از آزم

2

چون در به زیر پاره الماسم

چون زر پخته در دهن گازم

3

بسته دو پای و دوخته دو دیده

تا کی بوم صبور که نه بازم

4

با هرچه آدمی است همی گویی

در هر غمی کش افتد انبازم

5

من گوهرم ز آتش دل ترسم

ناگاهی آشکاره شود رازم

6

نه نه کر گر فلک بودم بوته

و آتش بود اثیر بنگدازم

7

روی سفر نبینم و از دانش

گه در حجاز و گاه در اهوازم

8

ابرم که در و لولو بفشانم

چون رعد در جهان فتد آوازم

9

از راستی چو تیر بود بیتم

دشمن کشم از آن چو بیندازم

10

زان شعر کایچ خامه نپردازد

کان را به یک نشست نپردازم

11

بادم به نظم و نثر و نه نمامم

مشکم به خلق و جود و نه غمازم

12

مقصود می نیابم و می جویم

مقصد همی نینم و می تازم

13

بر عمر و بر جوانی می گریم

کانچم ستد فلک ندهد بازم

14

با چرخ در قمارم می مانم

وین دست چون نگر که همی بازم

متن شعر کپی شد.