سایر · مسعود سعد سلمان
شماره ۶ - چندین هزار بیت بدیع بلند ماند
1
پنجاه و هفت رفت ز تاریخ عمر من
شد سودمند مدت و نا سودمند ماند
2
وامروز بر یقین و گمانم ز عمر خویش
دانم که چند رفت و ندانم که چند ماند
3
فهرست حال من همه با رنج و بند بود
از حبس ماند عبرت و از بند پند ماند
4
از قصد بدسگالان و ز غمز حاسدان
جان در بلا فتاد و تن اندر گزند ماند
5
چوگان بنه که گوی تو اندر چه اوفتاد
خیره مطپ که کره تو در کمند ماند
6
لیکن به شکر کوش که از طبع پاک تو
چندین هزار بیت بدیع بلند ماند