سایر · مسعود سعد سلمان
شماره ۱۲ - نداند حقیقت که من کیستم
1
چه کین است با من فلک را به دل؟
که هر روز یک غم کند بیستم
2
از این زیستن هیچ سودم نبود
هوایی همی بیهده زیستم
3
اگر مهربانی بپرسد مرا
چه گویم از این عمر بر چیستم؟
4
از آن طیره گشتم که بخت بدم
بخندد بر من چو بگریستم
5
بدان حمل کردم که گردون همی
نداند حقیقت که من کیستم