کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴ - غم عشق تو از غمها نجاتست...

1

غم عشق تو از غمها نجاتست

مرا خاک درت آب حیاتست

2

نمی جویم نجات از بند عشقت

چه بندست آنکه خوشتر از نجاتست

3

مرا گویند راه عشق مسپر

من و سودای عشق این ترهاتست

4

ز لعب دو رخت بر نطع خوبی

مه اندر چارخانه شاه ماتست

5

دل و دین می بری و عهد و قولت

چو حال و کار دنیا بی ثباتست

6

عنایت بر سر هجرم به آیین

هم از جور قدیم و حادثاتست

7

چنان ترسد دل از هجر تو گویی

شب هجران تو روز وفاتست

8

به جان و دل ز دیوان جمالت

امیر عشق را بر من براتست

9

براتی گر شود راجع چه باشد

نه خط مجد دین شمس الکفاتست

متن شعر کپی شد.