کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹ - امید وصل تو کاری درازست...

1

امید وصل تو کاری درازست

امید الحق نشیبی بی فرازست

2

طمع را بر تو دندان گرچه کندست

تمنا را زبان باری درازست

3

ره بیرون شد از عشقت ندانم

در هر دو جهان گویی فرازست

4

به غارت برد غمزه ت یک جهان جان

لبت را گو که آخر ترکتازست

5

در این ماتم سرا یعنی زمانه

بسا عید و عروسی کز تو بازست

6

نگویی کاین چنین عید و عروسی

طرب در روزه عشرت در نمازست

7

حدیث عافیت یکبارگی خود

چنان پوشیده شد گویی که آزست

8

نیاز ای انوری بس عرضه کردن

که معشوق از دو گیتی بی نیازست

متن شعر کپی شد.