غزل · انوری
غزل شماره ۳۱ - ای برادر عشق سودایی خوشست...
1
ای برادر عشق سودایی خوشست
دوزخ اندر عاشقی جایی خوشست
2
در بیابان رهروان عشق را
زاب چشم خویش دریایی خوشست
3
غمگنان را هر زمان در کنج عشق
یاد نام دوست صحرایی خوشست
4
با خیال روی معشوق ای عجب
جام زهرآلود حلوایی خوشست
5
عمرها در رنج چون امروز و دی
بر امید بود فردایی خوشست