کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۰ - یار با من چون سر یاری نداشت...

1

یار با من چون سر یاری نداشت

ذره ای در دل وفاداری نداشت

2

عاشقان بسیار دیدم در جهان

هیچ کس کس را بدین خواری نداشت

3

جان به ترک دل بگفت از بیم هجر

طاقت چندین جگرخواری نداشت

4

تا پدید آمد شراب عشق تو

هیچ عاشق برگ هشیاری نداشت

5

دل ز بی صبری همی زد لاف عشق

گفت دارم صبر پنداری نداشت

6

بار وصلش در جهان نگشاد کس

کاندرو در هجر سرباری نداشت

7

درد چشم من فزون شد بهر آنک

توتیای از صبر پنداری نداشت

متن شعر کپی شد.