غزل · انوری
غزل شماره ۵۳ - یار ما را به هیچ برنگرفت...
1
یار ما را به هیچ برنگرفت
وانچه گفتیم هیچ درنگرفت
2
پرده ما دریده گشت و هنوز
پرده از روی کار برنگرفت
3
درنیامد ز راه دیده به دل
تا دل از راه سینه برنگرفت
4
خدمت ما بجز هبا نشمرد
صحبت ما بجز هدر نگرفت
5
جز وفا سیرت دلم نگذاشت
جز جفا عادتی دگر نگرفت
6
هیچ روزی مرا به سر نامد
که دلم عشق او از سر نگرفت