غزل · انوری
غزل شماره ۶۱ - یار گرد وفا نمی گردد...
1
یار گرد وفا نمی گردد
حاجتی زو روا نمی گردد
2
ما به گرد درش همی گردیم
گرچه او گرد ما نمی گردد
3
یک زمان صحبت جدایی یار
از بر ما جدا نمی گردد
4
هیچ شب نیست تا ز خون جگر
بر سرم آسیا نمی گردد
5
مبتلاام به عشق و کیست که او
به غمش مبتلا نمی گردد