کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۴ - دلم را انده جان می ندارد...

1

دلم را انده جان می ندارد

چنان کاید جهانی می گذارد

2

حدیث عشق باز اندر فکندست

دگر بارش همانا می بخارد

3

چه گویم تا که کاری برنسازد

چه سازم تا که رنگی برنیارد

4

چه خواهد کرد چندین غم ندانم

که جای یک غم دیگر ندارد

5

به زاری گفتمش در صبر زن دست

اگر عشقت به دست غم سپارد

6

مرا گفتا ترا با کار خود کار

مسلمان، مردم این را دل شمارد

7

بنامیزد دلم در منصب عشق

به آیین شغلهایی می گذارد

متن شعر کپی شد.