کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۵ - آرزوی روی تو جانم ببرد...

1

آرزوی روی تو جانم ببرد

کافریهای تو ایمانم ببرد

2

از جهان ایمان و جانی داشتم

عشق تو هم این و هم آنم ببرد

3

غمزهات از بیخ وز بارم بکند

عشوهات از خان و از مانم ببرد

4

شحنه عشقت دلم را چون بخواند

از حساب جعل خود جانم ببرد

5

عقل را گفتم که پنهان شو برو

کین همه پیدا و پنهانم ببرد

6

گفت اگر این بار دست از من بداشت

باز باز آمد به دستانم ببرد

7

انوری چند از شکایتهای عشق

کو فلان بگذاشت و بهمانم ببرد

8

این همه بگذار و می گوی انوری

آرزوی روی تو جانم ببرد

متن شعر کپی شد.