کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۶ - بدیدم جهان را نوایی ندارد...

1

بدیدم جهان را نوایی ندارد

جهان در جهان آشنایی ندارد

2

بدین ماه زرینش در خیمه منگر

که در اندرون بوریایی ندارد

3

به عمری از آن خلوتی دست ندهد

که بیرون از این خیمه جایی ندارد

4

به نادر اگر بازی راست بازد

نباشد که با آن دغایی ندارد

5

نیاید به سنگی در انگشت پایی

که تا او درو دست و پایی ندارد

6

به معشوق نتوان گرفتن کسی را

که تا اوست با کس وفایی ندارد

7

بکش انوری دست از خوان گیتی

چنین چرب و شیرین ابایی ندارد

متن شعر کپی شد.