کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۱ - صبر کن ای تن که آن بیداد هجران بگذرد...

1

صبر کن ای تن که آن بیداد هجران بگذرد

راحت تن چون که بگذشت آفت جان بگذرد

2

خویشتن در بند نیک و بد مکن از بهر آنک

زشت و خوب و وصل و هجران درد و درمان بگذرد

3

روزگاری می گذار امروز از آن نوعی که هست

کانچه مردم بر خود آسان کرد آسان بگذرد

4

تا در این دوری ز داروی و ز درمان چاره چیست

صبر کن چندان که این دوران دونان بگذرد

5

گرچه مهجورم تن اندر درد هجران کی دهم

روزی آخر یاد ما بر یاد جانان بگذرد

6

گرچه در پیمان تست این دم چنان غافل مباش

کین جهان مختصرآباد ویران بگذرد

7

ماه رویا تکیه بر عشق من و خوبی خویش

بس مکن زیرا که هم این و هم آن بگذرد

8

شرم دار آخر که هردم الغیاث انوری

تازه بر سمع بزرگان خراسان بگذرد

متن شعر کپی شد.