غزل · انوری
غزل شماره ۸۴ - جمالش از جهان غوغا برآورد...
1
جمالش از جهان غوغا برآورد
مه از تشویر واویلا برآورد
2
چو دل دادم بدو جان خواست از من
چو گفتم بوسه ای صفرا برآورد
3
ز بی آبی و شوخی در زمانه
هزاران فتنه و غوغا برآورد
4
غم و تیمار عشقش عاشقان را
هم از دین و هم از دنیا برآورد
5
ندیدم از وصالش هیچ شادی
فراق او دمار از ما برآورد
6
همه توقیع ها را کرد باطل
لبش از مشک چون طغری برآورد
7
همی ساز انوری با درد عشقش
که خلق از عشق او آوا برآورد