کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۴ - از وصل تو آتش جگر خیزد...

1

از وصل تو آتش جگر خیزد

وز هجر تو ناله سحر خیزد

2

سرگشته عالم هوای تو

هر روز ز عالم دگر خیزد

3

دیوانه زلف و خسته چشمت

هر فردایی ز دی بتر خیزد

4

گویی به هلاک جانت برخیزم

برخاسته گیر از این چه برخیزد

5

هنگام قیام خاک پایت را

خورشید فلک به فرق سر خیزد

6

مه چون سگ پاسبانت ار خواهی

هر لحظه ز آستان در خیزد

7

ما را ز دهان تنگ شیرینت

زان چه که به تنگها شکر خیزد

8

کانجا سخن زر به خروارست

وانجا سخنت ازین چه برخیزد

9

روی چو زرست انوری را بس

وز کیسه او زر این قدر خیزد

متن شعر کپی شد.