کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۷ - دردم فزود و دست به درمان نمی رسد...

1

دردم فزود و دست به درمان نمی رسد

صبرم رسید و هجر به پایان نمی رسد

2

در ظلمت نیاز بجهد سکندری

خضر طرب به چشمه حیوان نمی رسد

3

برخوان از آنکه طعمه جانست هیچ تن

آنجا به پای عقل بجز جان نمی رسد

4

جان داده ام مگر که به جانان خود رسم

جانم برون شدست و به جانان نمی رسد

5

خوانی که خواجه خرد از بهر جان نهاد

مهمان عقل بر سر آن خوان نمی رسد

6

گفتم به میزبان که مرا زله ای فرست

گفتا هنوز نقل به دربان نمی رسد

7

فتراک این سوار به تو کی رسد که خود

گردش هنوز بر سر سلطان نمی رسد

8

طوفان رسید در غمت و انوری هنوز

قسمت سرای نوح به طوفان نمی رسد

متن شعر کپی شد.