کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۱ - ترا کز نیکوان یاری نباشد...

1

ترا کز نیکوان یاری نباشد

مرا نزد تو مقداری نباشد

2

نباشد دولت وصلت کسی را

وگر باشد مرا باری نباشد

3

ترا گر کار من دامن نگیرد

ز بخت من عجب کاری نباشد

4

گلی نشکفت باری این زمانم

اگر در زیر این خاری نباشد

5

مرا کاندر کیایی خود دلی نیست

ترا بر دل از آن باری نباشد

6

به بازاری که جان را نرخ خاکست

دلی را روز بازاری نباشد

7

دل ایمن دار و بردار انوری را

کزو بهتر وفاداری نباشد

8

گر از پیوند او فخریت نبود

چنین دانم که هم عاری نباشد

9

گران آنکس برآید بر تو کو را

چو مجدالدین خریداری نباشد

متن شعر کپی شد.