کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۲ - مرا گر چون تو دلداری نباشد...

1

مرا گر چون تو دلداری نباشد

هزاران درد دل باری نباشد

2

چو تو یا کم ز تو یاری توان جست

چه باشد گر ستمکاری نباشد

3

مرا گویی که در بستان این راه

گلی بی زحمت خاری نباشد

4

بود با گرد ران گردن ولیکن

به هرجو سنگ خرواری نباشد

5

اگرچه پیش یاران گویم از شرم

کزو خوش خوی تر یاری نباشد

6

تو خود دانی که از تو بوالعجب تر

ستمکاری دل آزاری نباشد

7

چگونه دست یابد بر تو آن کس

کش اندر کیسه دیناری نباشد

8

چو اندر هیچ کاری پاسخ من

ز گفتار تو خود آری نباشد

9

اگر فارغ بود سنگین دل تو

ز بخت من عجب کاری نباشد

متن شعر کپی شد.