کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۳ - بی عشق توام به سر نخواهد شد...

1

بی عشق توام به سر نخواهد شد

با خوی تو خوی در نخواهد شد

2

آوخ که بجز خبر نماند از من

وز حال منت خبر نخواهد شد

3

گفتم که به صبر به شود کارم

خود می نشود مگر نخواهد شد

4

گیرم که ز بد بتر شود گو شو

دانم ز بتر بتر نخواهد شد

5

ور عمر به کام من نشد کاری

دیرم نشدست اگر نخواهد شد

6

با عشق درآمدم به دلتنگی

کاخر دل او دگر نخواهد شد

7

هجرانت به طعنه گفت جان می کن

وز دور همی نگر نخواهد شد

8

جز وصل توام نمی شود در سر

زین کار چنین به سر نخواهد شد

9

خون شد دلم از غمت چه می گویم

خون شد دل و بس جگر نخواهد شد

10

تا کی سپری بر انوری آخر

در خاک لگد سپر نخواهد شد

متن شعر کپی شد.