کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۵ - بدرود شب دوش که چون ماه برآمد...

1

بدرود شب دوش که چون ماه برآمد

ناخوانده نگارم ز در حجره درآمد

2

زیر و زبر از غایت مستی و چو بنشست

مجلس همه از ولوله زیر و زبر آمد

3

نقلم همه شد شکر و بادام که آن بت

با چشم چو بادام و لب چون شکر آمد

4

زان قد چو شاخ سمن و روی چو گلبرگ

صد شاخ نشاطم چو درآمد به بر آمد

5

از خجلت رویش به دهان تیره فروشد

هر ماه که دوش از افق جام برآمد

6

بودیم به هم درشده با قامت موزون

وان قامت موزون ز قیامت بتر آمد

7

ما بی سر و سامان ز خرابی و زمانه

فریاد همی کرد که شبتان به سر آمد

8

شب روز شود بعد نسیم سحر و دوش

شد روز دلم شب چو نسیم سحر آمد

متن شعر کپی شد.