کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۸ - با روی دلفروزت سامان بنمی ماند...

1

با روی دلفروزت سامان بنمی ماند

با زلف جهان سوزت ایمان بنمی ماند

2

در ناحیت دلها با عشق تو شد والی

جز شحنه عشقت را فرمان بنمی ماند

3

زین دست عمل کاکنون آورد غم عشقت

آن کیست که در عشقت حیران بنمی ماند

4

در حقه جان بردم غم تا بنداند کس

هرچند همی کوشم پنهان بنمی ماند

متن شعر کپی شد.