کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۱ - رخ خوبت خدای می داند...

1

رخ خوبت خدای می داند

که اگر در جهان به کس ماند

2

ماه را بر بساط خوبی تو

عقل بر هیچ گوشه ننشاند

3

شعله آفتاب را بکشد

حسنت ار آستین برافشاند

4

در جهان برنیاید آب به آب

عشقت ار آب بر جهان راند

5

گفتمت جان به بوسه ای بستان

گفتی ار خصم بوسه بستاند

6

بستدی جان و بوسه می ندهی

این حدیثت بدان نمی ماند

7

چون مزاج دلم همی دانی

که نداند شکیب و نتواند

8

با خیالت بگو نخواهم داد

تا به گوش دلم فرو خواند

9

انوری بر بساط گیتی کیست

که نه ناباخته همی ماند

متن شعر کپی شد.